تبليغاتX
ثبت ایمیل برای دریافت آخرین اخبار مربوط به میرحسین موسوی:
یه کلبه پر از چیز میز

یه کلبه پر از چیز میز

home page email forum
www.rahshad.33ir.com
« حنجره ها روزهء سكوت گرفتند »
دلم مداد B6 ، كاغذ كاهي ، دلم « هنر غير متعهد ، غير مسئول » مي خواهد . پس چه شد آن نظريه هاي ِ « هنر شعار نمي دهد ! » ، چرا دست مان نمي رود به طرح ، به مجسمه ؟ چرا هي دلمان مي خواهد بسازيم و بكشيم اين روزها را با هر چه شد ؟ ديدي چه زود روزگار ، خط بطلان كشيد روي نظريه هامان ؟ كي فكرش را مي كرد اين همه زود كوتاه بياييم ، تنها دو ماه بعد ؟
دوست دارم بگويي ؛ « بازي تمام شد ! » من نپرسم ؛ « پس چه كنيم با آن خون هاي ريخته شده ؟! »
دوست دارم نگويم ؛ « حيف از آن همه خون ، از آن همه زخم . از آن همه تحقير ! » .. دوست دارم نگويم ؛ « طفلكي ماها ! چه بلايي آوردند سرمان توي تمام اين سال ها ! چه كوچك كردند آرزوهامان را ! » دوست دارم نبينم اشك را كه حلقه مي زند توي چشم هات به ياد شهيدانمان توي كوي دانشگاه ، ميدان آزادي ، هر كجاي اين خاك ...
آهاي تخم سگ ها ! من دلم شربت بهار نارنج ، دلم خون هاي ريخته نشده ، دلم فرياد مي خواهد اين روزها ...
آهاي حرامزاده ها ! من شب ها خوابم نمي برد ديگر ! دلم يك خواب راحت ، يك خواب رنگي مي خواهد اين شب ها ...

نوشته شده توسط r.a.s.n در روزجمعه بیست و نهم خرداد 1388 در ساعت1:38
لینک این مطلب   .:.
  بالای صفحه